تـــــــــــــــــــوکــــــــا
***عشق زاییده ی تنهایی است و تنهایی نیز زاییده ی عشق!*** 
قالب وبلاگ
ادم مغرور مثل کسی است

که بالای کوه ایستاده و همه

را کوچک می بیند غافل از اینکه

مردم هم از پایین او را

کوچک می بینند.

[ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 ] [ 7:47 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.پروفسور حسابی

داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است. پروفسور حسابی

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر

چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد. ویلیام شکسپیر

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 2:1 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
عکس: ‏اشتباه نکن 
نه زيبايي تو
نه محبوبيت تو 
مرا مجذوب خود نکرد
تنها آن هنگام که روح زخمي مرا بوسيدي
من عاشقت شدم.‏

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 1:58 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
عکس

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 1:57 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
مثل درخت باشید ؛

که در تهاجم پاییز ، هر چقدر برگهایش را از دست بدهد ، باز روح ِ زندگی را برای خویش نگه می دارد ...

 

 

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
چه دوستی پاکی دارند کفش ها ؛ یکی گم شود ، دیگری محکوم به اوارگیست...

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:18 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

 
 

ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را

به رُخـم 
مـے کـشـنـد

چـه مـے دانـنـد . .

فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم

و چـه شـب هـا کـه

خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم

 

[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 9:3 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم باور مکن که طعنه طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم...

[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 8:56 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
همیشه

هرچه خاطره است ؛

از دریای شمال به این خانه می وزد . . . 

چطور می شود ؟!

یک تابستان . . 

یک غروب . .

یک ساحل . . 

یک نگاه . . 

یک آغوش . . 

بشود دنیای یک آدم ؟! . . .

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 10:55 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
و عشق را 
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد... شاملو

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟
آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:
این اشک دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست پروین اعتصامی

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]

 

همیشه به یاد داشته باشیم چهار چیز است که نمی توان آن را دوباره برگرداند. ۱.

 

سنگ...... پس از رها کردن . ۲.سخن..... پس از گفتن! ۳.موقعیت ... پس از پایان

 

یافتن. ۴.وزمان...پس از گذشتن.  

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 9:37 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]

Naghmehsara (38)

 

قـبـل تـــر هـا . . .

عـاشــقـانـه هــای هــر کـس را کـه مـی خــوانـدم  ،

بـه ســادگی اش مـی خـــنـدیـدم !

حـالا خــودم گــریـه می کـنـم و بــرایـت عـاشـقـانه می نــویـسـم . . . !!

 

[ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 5:10 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]

همه چیز با بهانه اغاز می شود

 

جز عشق که وقتی میاید تازه

 

بهانه هایش شروع می شود...

[ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 5:8 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]

سلام

 

دلم براتون خیلی تنگ شده بود یه چند ماهی نتونستم  بیام به وب سر بزنم .

[ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ] [ 9:24 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
در ساحل دریای زندگی قدم می زدم همه جا دو جای پا دیدم جای پای من و 


خدا به سختی که رسیدم فقط یک جای پا بود گفتم خدایا مرا در سخت ترین


 لحظات تنها گذاشتی گفت در سخت ترین لحظات تو را به دوش کشیدم.


[ جمعه یکم شهریور 1392 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

پدر روزنامه ميخواند اما پسر كوچكش مزاحمش ميشد پدر صفحه اي از روزنامه با

عكس نقشه جهان را قطعه

قطعه كرد و به پسر داد و گفت:

ببينم مي تواني جهان را دقيقا همان طور كه هست بچيني؟

مي دانست پسرش تمام روز گرفتار ابتكار است

اما يك ربع بعد پسر با نقشه كامل برگشت

پدر پرسيد: جغرافي بلدي؟

چگونه اين نقشه را چيدي ؟

پسر گفت: نه.

پشت اين صفحه عكس يك آدم بود .

وقتي آن آدم را دوباره ساختم دنيا را هم ساختم.

 

[ پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 ] [ 3:3 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
عکس

[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]

خدایا…

 آسمانت چه مزه ایست؟

 من تا به حال فقط زمین خورده ام !

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]


[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 9:42 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

راز زندگی آرام این است

که امروز را در

کنار خدا گام برداری

و فردا را به او بسپاری...

[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ 1:0 قبل از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 زیباترین حـس زنـבگی

                                   مرور خاطره های خوب است

                                       مرورت می کنمـ هنگامی که : בلتنگمـ

 

[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

روزی خسرو انوشیروان از حکیم بوذرجمهر پرسید:

ای حکیم: نیکبخت در جهان کیست؟

گفت: آن کس که سه چیز را با سه چیز بیاراید:

... اندیشه را به تردید

... گفتار را به راستی

و کردار را به سخاوت...

 

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 5:9 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

 اگر نمی توانی به کسی امید بدهی ناامیدش نکن.

اگر شنونده خوبی هستی رازدار خوبی هم باش.

اگر نمی توانی زخمی را مرهم بکشی نمک هم نباش.

اگر خواستی کسی را سیر کنی ماهی بهش نده ماهیگیری یادش بده.

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 5:4 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

قلب آدم مثل گل می ماند!

در طول زندگی شاید

عده ای آن را به دست بگیرند اما...

فقط یک نفر می تواند از آن

یک شاهکار عاشقانه بسازد!!!

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 4:50 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

این هم زیست کردن اکثر آدم ها...

خوردن! خوابیدن! کارکردن! خوردن! خوابیدن! ... خوردن! ... و این زنجیره ادامه دارد.

این هم زندگی کردن واقعی...

با تمام وجود دوست داشتن و دوست داشته شدن... در کنار این حس های خوب... مطالعه و... خوردن و خوابیدن

و کار کردن و...!!! این هم نگاه های تکراری تمسخرآمیز بعد از شنیدن فلسفه زندگی من!!!و... بگذریم!!!

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
 

مثل ۱۰ ساله ها بخند

مثل ۲۰ ساله ها مهمانی برو

مانند ۳۰ ساله ها سفر کن

مانند۴۰ ساله ها بیندیش

مثل ۵۰ ساله ها نصیحت کن

همانند ۶۰ ساله ها مراقب باش

و مثل ۷۰ ساله ها عشق بورز

 

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 4:36 بعد از ظهر ] [ نگار ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام دوست های من امیدوارم که از وبلاگ خوشتون بیاد سعی کنید بیشتر وقت ها بهش سر بزنید و نظر خودتون رو بذارین .
آخرين مطالب
لینک دوستان